دشت جنون

پرشین بلاگ، یادداشت های دوسال رو بلعید. از شهریور 1394 تا خرداد 1396

 
ندیم
نویسنده : پروانه ای زیر باران - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٦
 

چقدر خوب است. خواب خودش می آید سراغم. دیگر لازم نیست دنبالش بدوم که قدمش روی تخم چشمهایم. روی پلک هایم. اصلا چشم هایم تقدیم به او... حالا خودش می آید آرام در آغوشم می کشد لالایی می خواند. می خوابیم. چه رویایی! چقدر دست نیافتنی!. حالا هر شب این رویا توی چشم های من دامنش را پهن می کند و مرا با خود می برد به سرزمین های بی انتهای سکوت.  بس است. خواب آمد.