دشت جنون

پرشین بلاگ، یادداشت های دوسال رو بلعید. از شهریور 1394 تا خرداد 1396

 
بیانیه
نویسنده : پروانه ای زیر باران - ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱
 

    آنقدر آهسته می آیی که گاهی خود روح می شوی. می آیی می خزی میان واژه هایم. می نوشی شان. با خود می بری اندیشه هایم را؛ بی آنکه بهایش را بدهی. رسم سرزمین شماست انگار! نسیه می برید جنس را. حسابش بماند به قیامت. کار از گله و شکایت گذشته است. صد بار خودم دیدمت. به رویت نیاوردم.

   با این همه واژه ی روان، پنهان می شوی در  لابلای حروف ننوشته. حیفت نمی آید؟!  سنگری که برایت می ارزد و تو پشتش تنهایی باواژه هایت مهمانی گرفته ای و چقدر خوشی!  من که می دانم. تصمیم گرفتم در یک عملیات ضربتی جستجو به مخفی گاه واژگانت  بیایم. و ببینی که پیدایت کردم. تو باز چرخ می خوری و می خندی خوش خوشانت می شود. اما بدهی ات را پس نمی دهی. حرفی برای گفتن ندارم. جز آنکه غرل هایم به زانو افتاده اند تا رستاخیز چشمانت. باقی اش با تو.