دشت جنون

پرشین بلاگ، یادداشت های دوسال رو بلعید. از شهریور 1394 تا خرداد 1396

 
رجعت
نویسنده : پروانه ای زیر باران - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٧
 

     روان تازه درگذشتگان  در لابلای صدای امواج منجمد می شوند. باد در کار است. و بهمن امشاسپند، انجمنی با ایزدان به راه انداخته است. دوشیزه ی روشنی، بغایت زیبا و خیره کننده در کنار بانوی آبها ایستاده است. اشک های سپندارمذ را کسی بر نمی تابد.  زمین، سوگوار لبخند محو شالی هاست.

..................................................................

      انقباض اندام رودها، نفس گیر است در این راه دراز که بی پایان می نماید. سوگند کرکس ها بر فراز کوهستان سرد استوار  و  بر جاست. برای سر دادن سرودی از دشنام های آخرین دیو باقی مانده از نژاد اهریمن." سالار مگس ها" عقاب ها را از کوهستان ها رانده است.

  .............................................................

     سرگردانی، آخرین غنیمتی بود که می توانست نصیب رویاهایت شود. حال که " دوباره فصل باران های موسمی از را رسیده است"  و من مقهور نفس های تازه ی زمینم،  می توانی بگریزی. آسمان دوباره زاده می شود از چشم هایت. واژه ها  سماعی تازه آعاز کرده اند. برخیز . همتی باید.