اول خزان

19:00 دوشنبه

 

آن باغ محزون، 

دل کوچکی است 

که تنها امیدش 

پاییز است. 

 

 

 

/ 1 نظر / 19 بازدید
شهین دخت

[لبخند][لبخند] خیلی وقتها مخاطب خاموش بودم وخوشحالم که دوباره از مطالب شعرهای زیبایی که در وبت میگذاری استفاده میکنم در واقع من هر روز صبح با دل نوشته ها وشعرهای نوشته شده در وبلاگ شما ودیگر دوستان عزیز دنیای مجازی ،انرژی مثبت گرفته کار را شروع میکنم من اهل همین حوالیم همین کوچه دوستی ها که صفایش همچون ستاره مهتاب بر اهالی مردمان ساده اش چشمک میزند وقدمتش به بلندای تاریخ است من پیچک تنیده شده این مهربانی را در عمق وجودم احساس میکنم وبه خود می بالم زمزمه میکنم دوستانی دارم همه از جنس بلور و صفایی به اندازه اوج پرواز پرستو زیبا شاد باشید وسلامت دوست من[قلب]