فصل نبرد

2:30 بامداد جمعه 

 

زمستان از راه رسیده بود. 

سرما سوت می کشید 

رودها از سرما مرده بودند. 

حتی آبشارها هم 

حرفی برای گفتن نداشتند. 

برف می بارید. 

بی وقفه 

مدام.

سرما شعر می‌نوشت. 

این 

مشق تازه ی 

پرنده ی کوچک جنگل بود. 

/ 0 نظر / 34 بازدید